فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
460
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
راه شرق و جنوبشرقى را در پيش گيرد سفرمان بسيار كوتاه خواهد شد . و بىآنكه توجه كند از اين بىنظمى سودى عايد نخواهد شد و با پيش رفتن به قسمتهاى عميق دريا ارتفاعمان نزول خواهد كرد راه شرق و جنوبشرقى را پيش گرفت . روز بيست و پنجم ، باد هر لحظه شديدتر مىشد و تقريبا از شمال مىوزيد و ما با جسارت مىرانديم اما پس از گرفتن ارتفاع آفتاب معلوم شد ثلث درجه نزول كردهايم . به همينسبب سفير كه از تكرار اشتباهات ناوبان كسل شده بود دستور داد همچون گذشته عقب كشتى را بسوى شرق و شمالشرقى قرار دهند زيرا ديگر هيچكس در ديوانگى و شگفتكارى ناخدا شكى نداشت . براى يافتن پاياب دم به دم عمق دريا را اندازه مىگرفتيم . از تنگ شدن وقت براى رسيدن به گوآ بيم داشتيم زيرا بسته شدن آسمان و شدت گرفتن باد نشانهء نزديكى زمستان بود . ارتفاعمان همان بود و همه بسبب نديدن هيچگونه نشانهاى از خشكى سخت اندوهناك بوديم . روز بيست و ششم ، باد و رگبارى درگرفت كه همه را از رسيدن به گوآ نوميد كرد . به همين جهت سفير با چند تن از ناويان ارشد به مشاوره نشست تا ببيند كه بهتر نيست راه بمبئى را پيش گيرند . نيمه شب باد عنان كشتى را از دست ملاحان در ربود و چيزى نمانده بود كه كشتى واژگون شود . چوب بست بيرونى چنان صدائى مىكرد كه اشخاصى كه خوابيده بودند به خيال آنكه نيست و نابود شدهاند سراسيمه از خواب پريدند . روز پنجشنبه بيست و هفتم ، آسمان از صبح زود تاريك و بطور مداوم ابرى بود . نزديك ظهر هوا كمى باز شد چنان كه توانستيم ارتفاع آفتاب را بگيريم و بدانيم كه در 16 درجه و 52 دقيقه هستيم . باد هرلحظه شديدتر مىشد بىآنكه تلاطمى در دريا مشاهده شود . ساعت سه بعد از ظهر روى آب چيزى شبيه خوشهء انگور يا آنچه در انتهاى برخى نىها يا ساقهء مجوف گاورس ديده مىشود و همچنين تعدادى صدف حلزون يا گوش ماهى مخصوص نواحى كمعمق دريا مشاهده كرديم كه نشانهاى قطعى بود بر آنكه از زمين دور